
خرد گر سخن برگزیند همی همان را گزیند که بیند همی
قدیم قدیما ، آنزمان که ما بچه بودیم آداب ورسوم خیلی خوبی در ولایات کوچک ، نظیر ولایت ما به ویژه در رابطه با برخی از سفرهای مذهبی ومعنوی مانند سفرحج ، سفربه اماکن متبرکه دیگرهمانند سفربه کربلا و نجف اشرف و مشهد و .... وجود داشت .ولی متاسفانه گویی به مرورزمان این رسم و رسوم وعادات خوب اسلامی وانسانی با گسترش فرهنگ منحط چشم بهم چشمی منسوخ وبجای آن برخی عادات و رسومی نه چندان خوشایند دیگرجایگزین آنها می گردد.
بعنوان مثال براساس فتوای مراجع عظام تقلید برای هر فرد مسلمان درتمام عمر یک مرتبه رفتن به حج و زیارت کردن خانه خدا و انجام اعمال آن واجب است . امروزه کسانی را می توان یافت نه یک باربلکه دو یا سه بارنیزجهت حج تمتع و زیارت خانه خدا مشرف می شوند .این درحالی است که علاوه برحج واجب ، برخی حجاج ما اعمال چند حج عمره را نیزدرطول عمرتجربه میکنند. همه روزه نیز شاهد هستیم که تعداد کثیری ازمردم به ویژه ازاقشارجوان نیزجهت حج عمره کوی سبقت را از همدیگر می گیرند و به این سفر معنوی می روند . امیدوارم حج تمامی حجاج عزیز مورد قبول درگاه حضرت احدیت مقبول واقع بشود. آنچه بیشتر در این پست مد نظرماست دارا بودن شرایط لازم جهت رفتن به حج و نیز رفع گرفتاری و یا حوائج مسلمانی دیگر با بخشی از این هزینه ها است .
مثلا اگرقدیم درولایت ما کسی می خواست به سفرواجب حج برود اولاحتما باید مستطیع می بود . یعنی از نظرمالی ، قدرت و توان لازم را باید داشت و این مال و ثروت را هم از راه حلال بدست می آورد . افراد تحت تکفل وی نیزنیازمند دیگران نبودند . معمولا این افراد قبل ازحرکت به این سفرمعنوی ، خود شخصا به دوستان وآشنایان و فامیل مراجعه و ازیکایک آنان حلالیت می طلبید و ازهرجهت خود را به این سفر معنوی آماده می نمود.حاجیان پس برگشتن ازمکه مکرمه نیزدرحد توان سعی می کردند به تمام دستورات الهی پای بند باشند.همیشه مراقب نفس خویش بودند . خود را مزین به فضایل اسلامی وانسانی نموده وضمن رعایت مسائل شرعیه ازدروغگویی ، تقلب ، غیبت و افتراء ، تجاوز به حقوق دیگران ، و امثال اینها بشدت پرهیزمینمودند. وجود این چنین افرادی درهرجوامعی به ویژه در ولایات کوچک بعنوان ریش سفید خود نعمت بزرگی بشمار می آمد. بسیاری ازاختلافات خانوادگی ومحلی با وساطت آنها بدون مراجعه به مراکز قانونگذاری حل وفصل می شد. حکم آنان دربین همگان نافذ و قابل اجرا بود. جان کلام اینکه همه ی افراد محل به آنان ونظرآنها احترام خاصی قایل بودند .
متاسفانه اکنون گاهی مشاهده می شود برخی حجاج امروزی ما شیوه غیرازآنچه که گفته شد درپیش گرفته یا می گیرند. یا ازنظرمستطیع بودن به معنای شرعیه آن بدورند ویا ثروت وتوان مال آنها ازطروق غیرشرعی جمع آوری شده ویا افراد زیرمجموعه ایشان درمحرومیت بسر می برند .
رسم دیگری که بعقیده من چندان خوشایند نیست ، دادن اطلاعیه و تماس تلفنی حجاج گرامی به ویژه درولایات و شهرهای کوچک و شهرک ها که همگان همدیگر را بخوبی می شناسند مبنی برحضوردیگران درخانه ی حاج آقایی که قصد سفرمعنوی مکه را نموده است می باشد. البته این بنظرم کاردرستی نیست و نوعی درخواست شرفیابی اجباری خدمت حاج آقاست . گاهی برخی ازاین حجاج خود می دانند که درگذشته حقی را از بین مردمی که به دیدارشان میروند تضیع کرده اند ولی هرگز به روی مبارکش نمی آورد که هیچ بلکه انتظار دارد آنکه مظلوم واقع شده خود به پای خویش به دیدار و دست بوسی ظالم نیزبشتابد !
مورد دیگری که دراین روزگار بیشتر معمول ومتداول گشته واصلا با روح این سفرمعنوی عملا و آشکارا درتضاد است وآن افراط وتفریط درهزینه های موقع مراجعت برخی حجاج است .
متاسفانه حجاج محترم با یک ساک دستی ویا یک چمدان ازایران خارج و با چندین چمدان پر وارد ایران می شوند . معلوم نیست این سفرتجارتی بوده و یامعنوی ؟! یا موقع مراجعت به شهرودیار خویش با بکار انداختن دوربین های فیلمبرداری ازبرخی مستقبلین نه چندان خشنود خود دربین مسیر حرکت حاج آقا تا رسیدن به خانه با چراغانی ده ها و بلکه صدها پارچه نویسی شده سردرب منازل با مضامین گوناگون که بازگشت های عارفانه !! حاجی را تبریک گفته اند گاهی هرینه های زیادی را متحمل می شوند .حتی دوربین فلیمبرداری نصب شده درگوشه اتاق حاج آقا لحظه و ساعت ورود و خروج مشتاقان بظاهرعلاقمند ایشان را نیزکنترل می کنند .
روز بعد سفره های احسان حجاج عزیز بازاست .اگر نیک بنگری گرداگرد سفره و خوان نعمت رنگین حاج آقا را افرادی متمول و بقول ما دست بدهان رسیده ها تشکیل می دهند . بندرت و یا به نسبت خیلی کم افراد ضعیف و نادارسر سفره حاج آقا به چشم می خورد . من هرموقع درسراین سفره ها باشم ، به فکر زن وبچه های این چنین افرادی هستم که احتمالا ماههاست غذای گرم نخورده اند . آری باورکنید نوا و نجوای کودکان نحیف و رنجور مردان فقرا را می شنوم که با زبان کودکانه می گویند : خوش بحالت بابا ، امشب برسرسفره حاجی فلانی هستی وهنوز بخانه برنگشتی کارت دعوت ناهار فردایت را هم افراد حاجی ... تحویل خونه مون داده اند پس ما چکار کنیم .؟!!! چرا ما تمام وعده های غذایی را باید نان خشک وخالی بخوریم ؟
راستی بابا نمیشه سهم غذای خودت را ازسفره ی حاج آقا برداری وبیاری تا ما هم بتونیم لقمه ای ازغذای احسان این زائرخانه خدا را بخوریم .!!.
گاهی اوقات این نواها و نجواها را حتی از دیوار خانه ی همسایه حاجی آقا هم میتوان شنید .!!
ولی کوگوش شنوا ؟!!!
بهتراست حس ختام این پست را با روایتی از امام صادق علیه السلام بپایان برم که فرمود:
سعی کردن در برآوردن حاجت مسلمان بهترازهفتاد مرتبه ، طواف کردن دور خانه کعبه .
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 2:3  توسط محمد قربان زاده
|