تبليغاتX
به وبلاگ قلم ياز خوش آمديد
در وادي بيكران ادبيات ( فارسی/ ترکی / و البته گاهی هم اجتماعی )
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


به وبلاگ قلم ياز خوش آمديد









 

 خواهش ازمادر

مادر منشین چشم به ره ، برگذرامشب

برخانه ی پرمهرتو ، زین بعد نیایم

آسوده بیارام ، مکن فکرمراهیچ

برحلقه ی این خانه دگر پنجه نسایم 

با خواهر من حرف درین باره مزن – چون

او تازه جوان ست و ، تحمل نتواند

با دایه مگو (نصرت) مهمان رفیقی ست

تا بستر من بر سر ایوان نگشاید

فانوس به درگاه میآویز ، عزیزم

تا دختر همسایه سر بام ، نخوابد

چون عهد درین باره نهادیم ، من و او

فانوس چو روشن شد ، آنجا بشتابد

پیراهن من را ، به در خانه بیاویز

تا مردم این شهر ، بدانند که بودم

جز راه عزیزان وطن ، ره نسپردم

جزنغمه آزادی ، شعری نسرودم .

 از نصرت رحمانی

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 0:3  توسط محمد قربان زاده  | 


           

دوستان اجازه بدهید این پست متفاوت ازبقیه نوشته هایم باشد.

سال 88 را درحالی آغازمی کنیم که ازسوی رهبرمعظم انقلاب ، این سال به سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری گردید.حال این اصلاح ازسوی چه کسانی ویا چه طبقه ای باید شروع شود، خود بحث جداگانه ای است. بگذریم .ولی اگربخواهیم منصفانه و خارج ازدایره تعصب ملی هم صحبت کنیم ، باید بگویم ملت ایران همواره درطول تاریخ به خوشنامی و دست و دل بازی و مهربانی و مهمان نوازی مشهور و معروف گردیده است .این مسئله جزئی از فرهنگ ما ایرانیان بوده وخوشبختانه هنوزهم هست . بنظرم این دست و دل بازی و مهمان نوازی ما ایرانیان به مرور زمان سبب بوجود آمدن خصلت نه چندان خوشایند ، مصرف گرایی ومصرف بی رویه درمایحتاج زندگی نیزشده بطوریکه گاهی دراین مقوله تا سرحد افراط و تفریط هم پیش رفته ایم. البته احتمالا بحث اصلاح الگوی مصرفی که رهبرمعظم انقلاب مطرح نموده اند درمدیریت کلان اقتصادی جامعه و درابعاد مختلف است و یقینا تنها شامل خورد و خوراک و لوازم ضروری و دیگرمایحتاج زندگی روزمره نیست .ولی درمقیاس کوچکترمی توان ازنحوهء خرید و مصرف روزانه مایحتاج خود نیزمثالهایی را درتایید این موضوع پیش کشید.  مثلا بارها شده که بجای نیم کیلوگوشت و یا میوه و سبزی مورد نیاز یک خانواده کوچک سه ، چهارنفره چندین کیلوگوشت و یا میوه و سبزی خرید کرده ایم و گاهی اصلا ازخرید بمقدارکم آنها ازخود فروشنده و یا دوست و آشنا خجالت کشیده ام !! یا برعکس خرید زیاد و مازاد برمصرفمان را نوعی تشخص فردی قلمداد کرده ایم. !! بنظرم علاوه برمصرف باید به موضوعی دیگری دراین ارتباط اشاره نمود وآن عبارت ازفرهنگ نامناسب خرید است. بدین معنی که دراکثرموارد ما فرهنگ خرید درست وحسابی نداریم. ناگفته نماندعوامل دیگری چون نظام توزیع وبسته بندی بازارنیزبه این فرهنگ نامناسب خرید و مصرفمان کمک می کند. دربازارهای اکثرکشورها می بینیم که بسیاری ازمواد خوراکی و حتی میوه ها و سایر صیفی جات دربسته بندی های اصولی و کاملا بهداشتی و به اوزان و مقدار و تعداد مختلف دردسترس همگان می باشد و هرخانواده بسته به میزان نیازو تعداد نفرات خود خرید می کنند. مثلا خانواده چهارنفره بجای خرید یک خربزه و هندوانه 7،8 کیلویی تنها چهارقاچ آماده و بسته بندی شده آنها راخریده و مجبورنیست هزینه مازاد برمصرف خود را که احتمالا دورخواهد ریخت بپردازد.

درصورتیکه نظام توزیعی و فله ای بازارهای ماعملا این شعاریا ضرب المثل را که : بجای اینکه مالم خراب بشه جانم خراب بشه را بما تحمیل می کند !!.

متاسفانه ما درخرید ومصرف دیگرموادی چون نان وبرنج وروغن ، حبوبات ، قند وشکر وچای و... بگونه ای زیاده روی می کنیم که انگارنه برای ما فردایی است ونه این اقلام منبعد دربازارپیدا خواهند شد .!!

چه اشکالی دارد ما بجای خرید ماهانه ، خیلی ازاین مایحتاج خود را بصورت روزانه بخریم .این کارمی تواند چندین تاثیرمثبت داشته باشد که ازآن جمله میتوان به تعادل قیمت ها دربازارو افزایش ارزش موادغذایی مورد مصرف مانند صیفی جات تازه ویا گوشت تازه بجای گوشت یخ زده وجلوی گیری ازباصطلاح احتکارخانگی را نام برد.  

باید بپذیریم که درحال حاضرنظام مصرف وخرید افسارگسیخته ای دامنگیرما شده است . باید همگان به نسبت خود از وضعی که بدان مبتلا شده ایم خود را نجات دهیم. این یک عزم ملی می طلبد وبی تردید پیشگامی مسئولین در رده های مختلف بعنوان عاملین به معروف درطبقات پایین وعامه مردم بی تاثیر نخواهد بود .

  

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 1:9  توسط محمد قربان زاده  |