تبليغاتX
به وبلاگ قلم ياز خوش آمديد
در وادي بيكران ادبيات ( فارسی/ ترکی / و البته گاهی هم اجتماعی )
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


به وبلاگ قلم ياز خوش آمديد









روزها و ساعات پایانی سال 87 است . شمارش معکوس برای حلول سال ۸۸و آغاز عید نوروز نزدیک و نزدیکتر می شود. از دیرباز ایران زمین ، مهد علم و هنر بوده و انتخاب نخستین روز بهار و روز نوزائی طبیعت بعنوان عید نوروز در ایران باستان نیز مبین ذوق و هنر ایرانیان است.هرچند درطول تاریخ برخی نیز کوشیده اند تا جشن و عید نوروز،در اذهان مردم ایران زمین به فراموشی و نسیان سپرده شود .!   

 عید نوروزدرفرهنگ ما ایرانیان جایگاه ویژه ای داشته و دارد و بیانگر شور و نشاط و شادی و دید وبازدید و صله ارحام بوده و هست . جشن نوروز را می توان یکی از دستاوردهای مهم فرهنگی ما ایرانیان برشمرد.در این جشن نه تنها مردمان جامهء نو می پوشند ،بلکه آسمان و زمین و هرآنچه درآنهاست نیز در خود این تغییر و تحول را احساس می کنند و زندگی را از نو شروع می کنند. اما این یک بعد قضیه است و بعد دیگر را نیزباید اذعان کرد :

بنظرم نباید ازبیان واقعیت های موجود زندگی نیز،به ویژه دراین ایام سال چندان هم واهمه داشته باشیم.

شرایط زندگی امروزی بقدری سخت و طاقت فرسا شده که عملا توده کثیری ازمردم ما دلخوشی چندانی از روزهای پایانی سال ندارند.!!عوامل این ناخوشی و عدم رضایت توده مردم، اگرچه زیاد است، ولی آنچه بیشتر درسالهای اخیر نمود پیدا کرده و ملموس و محسوس بوده ، فقرو تنگدستی و زندگی کردن در زیرخط فقرو تورم و گرانی فوق العاده و فراینده است که مردم را بشدت تحت فشار قرار داده است. کاهش چشمگیر قدرت خرید مردم از یک طرف و انتظارات نابجای من و شما ازهمدیگر و بطورکلی قوم و خویشان و دوستان و چشم به چشمی خانواده ها ازطرف دیگر ، به ویژه در این ایام سال میرود که حلاوت و شیرینی روزهای عید نوروز باستانی که یادگار ارزشمند نیاکان پاک سرشت ماست ، تحت الشعاع خود قرار دهد . امروزه قیافه های آزرده ، خمود، مضطرب و گاهی تبسم های دروغین و مضحک برلبان ، همه و همه حاکی ازعدم شور و شوق و شعف و نشاط مردم دراین مواقع از سال است .

 راستی آیابجا نیست دراین روز نو ، ما همگی با تغییردرافکارمان و تجدید نظردر انتظاراتمان و جایگزین نمودن صفا و صمیمت و محبت در دید و بازدیدهایمان ، ساده و صادقانه بودنمان، این رسم دیرپای اجدادمان را همچنان دوام و قوام بخشیم.؟ کاش روزی به این سئوال آن هم بیاندیشیم.   

در خاتمه برحسب وظیفه ی انسانیم در این سال نو برای همه ی هموطنانم و دیگر همنوعانم درسراسر جهان ، فارغ از هررنگ و نژاد و زبان، دین و مذهب آرزوی صحت و سلامتی که بزرگترین سرمایه فعلی آمیزاد است ، ازخداوند عزوجل خواهانم و توفیق همگان را درهمزیستی مسالمت آمیز و توام با صلح و دوستی بین آنان را خواستار باشم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 21:7  توسط محمد قربان زاده  | 


8 مارس روز جهانی زن است . مبارزات زنان در طول تاریخ برای بدست آوردن حقوق خود باعث شد که سازمان ملل در سال 1975 هشتم مارس را به‌عنوان «روز جهانی زن» برسمیت بشناسد . با این حال متاسفانه هنوز هم شاهد و ناظر بیعدالتی های زیادی برعلیه این قشرعظیم و تاثیر گذار جوامع امروزی در جهان هستیم . در برخی از کشورها زنان از شرکت در امورسیاسی و اجتماعی نظیر حق رای و مشارکت در سرنوشت سیاسی کشور خویش محرومند و حتی در برخی از احوال شخصیه مانند رانندگی و حق انتخاب شریک زندگی هم منع شده اند. این درحالی است که این قشر عظیم و تاریخ ساز و تاثیر گذار جوامع در فرصت های بدست آورده نشان داده اند در امورسیاسی و اقتصادی و اجتماعی وحتی نظامی از مردان خود هیچ کم و کاستی نداشته اند . جای بسی تاسف است در دنیای بظاهر متمدن غربی به نوعی و در دیگر کشورهای جهان به نوعی دیگر زنان مورد تعدی و تجاوز و خشونت و بهره کشی و تبعیض قرار می گیرند. بنظر میرسد در خیلی از کشورها زنان برای تداوم و استمرار مبارزاتی خود برای رهایی خویش ، راه بس دشوار و طولانی در پیش داشته باشند . ضمن تبریک این روز به تمام زنان جهان و به ویژه زنان کشورمان در اقصی نقاط جهان برای آنها توفیق روز افزون آرزومندیم .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 23:44  توسط محمد قربان زاده  | 


 خبر خوش برای همشهریانم

 آرزوهای چندین ساله مردم شریف و فهیم شوط بالاخره تحقق یافت.!!

ارتقاء بزرگترین بخش استان آذربایجان غربی (شوط )  به همراه بخشهای پلدشت و قره ضياءالدين به  شهرستان را به مردم غیور این مناطق و به ویژه همشهریان عزیزم تبریک می گویم . این خبر رااینجا مطالعه فرمائید .    

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 18:49  توسط محمد قربان زاده  | 


 

گاهی کامنتها و نظرات مندرج از سوی خوانندگان و دیگر دوستان در وبلاگها را مطالعه می کنم برخی از آنها خیلی جالب و در نوع خود بی نظیر هستند همانند این شعر بسیار زیبا که متاسفانه شاعرش را بجا نمی آورم  . امیدوارم دوستانی که شاعر این اثر خوب را می دانند برایم بنویسند تا به نام خودشان دراین وبلاگ اعلام نمایم  .  

از باغ میبرند چراغانیت کنند

تا کاج شامگاه زمستانیت کنند

پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار

تنها به این بهانه که بارانیت کنند

یوسف،به این رها شدن ازچاه دل مبند!

شایداین بارمی برند که زندانیت کنند

ای گل گمان مبربه شب جشن میروی

شاید به خاک مرده یی ارزانیت کنند

یک نقطه بیش فرق رحیم ورجیم نیست

از نقطه یی بترس که شیطانیت کنند

آب طلب نکرده ،همیـشه مـراد نیست !

گاهی، بهانه ای است که قربانیت کنند

شعراز: آقای فاضل نظری

 باتشکرازخانم شهربانو (زن متولد ماکو) که لطف نموده شاعرشعر رابرایم نوشته اند .

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 1:20  توسط محمد قربان زاده  |