گاهی کامنتها و نظرات مندرج از سوی خوانندگان و دیگر دوستان در وبلاگها را مطالعه می کنم برخی از آنها خیلی جالب و در نوع خود بی نظیر هستند همانند این شعر بسیار زیبا که متاسفانه شاعرش را بجا نمی آورم . امیدوارم دوستانی که شاعر این اثر خوب را می دانند برایم بنویسند تا به نام خودشان دراین وبلاگ اعلام نمایم .
از باغ میبرند چراغانیت کنند
تا کاج شامگاه زمستانیت کنند
پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار
تنها به این بهانه که بارانیت کنند
یوسف،به این رها شدن ازچاه دل مبند!
شایداین بارمی برند که زندانیت کنند
ای گل گمان مبربه شب جشن میروی
شاید به خاک مرده یی ارزانیت کنند
یک نقطه بیش فرق رحیم ورجیم نیست
از نقطه یی بترس که شیطانیت کنند
آب طلب نکرده ،همیـشه مـراد نیست !
گاهی، بهانه ای است که قربانیت کنند
شعراز: آقای فاضل نظری
باتشکرازخانم شهربانو (زن متولد ماکو) که لطف نموده شاعرشعر رابرایم نوشته اند .
+
نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 1:20  توسط محمد قربان زاده
|